به دلیل تغییراتی که در سایت انجام می شود تا اطلاع ثانوی قادر به پاسخگویی نخواهیم بود.
  • ورود
    ورود
  • عضویت
  • سبد خرید
    تکمیل سفارش
    جمع کل سفارش:

    پدر بازاریابی دنیا

    لستر وندرمن

    در سال 1947، یک روز صبح «لستر وندرمن» مثل همیشه به محل کارش رفت اما وقتی به آن‌جا رسید نامه اخراجش را روی میز دید. لستر بدون هیچ دلیلی از کار خود در یکی از شرکت‌های تبلیغاتی نیویورک اخراج شده بود اما لستر جوان، اصلا ناراحت نشد. او می‌دانست می‌تواند خیلی چیزها را از ماکس ساکهایم، رئیس شرکت بیاموزد و البته می‌خواست که این آموزش ادامه پیدا کند. با خودش گفت: «من اگر بخوام سر کلاسی برم که استادی مثل ساکهایم داشته باشه، باید هزاران دلار پول بدم. تا الان داشتم ازش پول هم می‌گرفتم؛ حالا من به‌جای آموزش برای او مجانی کار می‌کنم و بی‌حساب می‌شیم.» صبح روز بعد لستر سر وقت پشت میزش نشست و کارش را بدون مزد و حقوق مثل روزهای دیگر انجام داد. ساکهایم هم تا یک ماه هیچ کاری به کارش نداشت.

     گاهی وقت‌ها به خودش می‌گفت: «این پسره دیوونه است. معلوم نیست چرا باز سر کار میاد. نکنه می‌خواد بعدا سراغ دادگاه بره و بگه من کارم را انجام دادم و پولم را می‌خوام؟» اما لستر بدون هیچ چشمداشتی کارش را انجام می‌داد. ماه دوم که تمام شد، ساکهایم مطمئن شد لستر قصد و غرضی ندارد و واقعا دارد صادقانه کار می‌کند. بنابراین سرانجام روزی به سراغ لستر رفت و گفت: «خیلی خوب لستر، من باختم و تو برنده شدی. تا امروز که سال‌هاست مشغول به کار هستم، هیچ کسی را ندیده بودم که شغلی را بیش از پول بخواهد.»وندرمن به کار خود ادامه داد و یکی از موفق‌ترین چهره‌های قرن بیستم در عرصه تبلیغات شد. امروز او به پدر بازاریابی مستقیم معروف شده است. برای موفقیت باید مثل لستر، امروز گامی شجاعانه‌ بردارید تا فردا به اوج توانایی خود برسید.

    برچسب‌ها

    خواندنیهای مشابه